روزت مبارک

زن بودن کار مشکلی است...
مجبوری:
مانند یک بانو; رفتار کنی...
همانند یک مرد; کار کنی...
شبیه یک دختر جوان به نظر برسی...
و....
مثل یک خانم مسن; فکر کنی!!!!


 ای بزرگ هنرمند زمان,خدا قوت....


 "روزت مبارک

روزی که آلبرت انیشتن از آن میترسید احتمالاً بالاخره رسید:

ادامه نوشته

معماهای کوتاه جالب

ادامه نوشته

خدایا چرا من ؟ ...

ادامه نوشته

لذت بخش ترین بوسه

ادامه نوشته

Layman's 10 Commandments

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ادامه نوشته

روز مادر بر همه زنان  مبارک باد

تو ای مادر که یک عمره دلت با غصه دمسازه

   لا لائی های تو مادر منو به گریه میندازه

 

سال جدید رو خدمتتون تبریک عرض میکنم

نفس باد صبا آفت جان خواهد شد
عید می آید و اجناس گران خواهد شد
قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس
باز سرویس گر فک و دهان خواهد شد
همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد
و سرا پای وجودم نگران خواهد شد
می زنم ساز مخالف دو سه روزی اما
عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد
می رسد مرحله ی سخت و نفس گیر خرید
نوبت گند ترین کار جهان خواهد شد
کل عیدی و حقوقم به شبی خواهد رفت
بر سر جیب بغل ،فاتحه خوان باید شد
یک الف آدم و یک عائله آنهم پر خرج
وقت فرسودن اعصاب و روان خواهد شد
پول را با علف خرس یکی می دانند
فکر کردید که منطق سرشان خواهد شد
هانیه نعره بر آرد که ندارم مانتو
کامران از پی او تیز دوان خواهد شد
که پدر کفش و کت و پیرهنی می خواهم
بعد از او نسترنم مرثیه خوان خواهد شد
سام هم لنگه ی جوراب به پا می گوید
شستم از پنجه اش امسال عیان خواهد شد
قیمت پسته به قلب من ِآسیب پذیر
باز هم وای که آسیب رسان خواهد شد
زیر بازارچه با قیمت ماهی یا گوشت
آسمان دور سرم پُر دَ وَران خواهد شد
مغز گردو شده مانند طلا مثقا لی
مغزم از قیمت آن سوت کشان خواهد شد
کمرم گشت که در خانه تکانی سرویس
حالیا نوبت این فک و دهان خواهد شد
دو قدم مانده به خندیدن برگ
 
یک نفس مانده به ذوق گل سرخ
چشم در چشم بهاری دیگر....
تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان
یک سبد عاطفه دارم
همه ارزانی تان!

با مراجعه به آدرس زیر در سال جدید دنیای خود را متحول کنید
www.100raz.com
سال نو مبارک
محمد صفایی

 

خودم برایش می‌گویم  ......خودم برایش می‌گویم  ......

خودم برایش می‌گویم  ......

ادامه نوشته

لباس فارغ التحصیلی

باس فارغ التحصیلی توی کل جهان این شکلیه
اما تا حالا به این فکر کردین که چرا این شکلیه و اصلاً فلسفه وجودش چیه؟!!!
هنگامی كه از شما سوال می‎شود كه این لباس و كلاه چیست؟ چه پاسخی دارید که بدهید؟! احتمالاً خواهید گفت نمی دانم !!!!


اما اگر این سوال را از یك اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی بپرسند خواهند گفت :
ما به احترام «آوی سنّا Avicenna» (ابن سینا) پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می‎پوشیم!!!!!!
بله یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمی‎شناسیم ردای فارغ التحصیلی است!!
آنها به احترام «آوی سنّا» كه همان «ابن سینا»ی ماست كه لباس بلند رِدا گونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می‎كنند.
آن كلاه هم نشانه همان دَستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دَستار آویزان می‎كردیم و به دوش می‎انداختیم.. در اروپا و آمریكا علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی‎دانیم !!

دوستی با آدم ها...

ادامه نوشته

کل جهان هستی در شعری خلاصه...

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای

 گفت یا آب است یا خاک است یا پروانه‌ای!

گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست ؟

 گفت یا برق است یا باد است یا افسانه‌ای!

گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند؟

 گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه‌ای!

گفتمش احوال عمرم را پس از مردن بگو؟

 گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانه‌ای!

 "ابوسعید ابوالخیر

 

مرگ و تقدیر

ادامه نوشته

درسی که از یک سگ آموختم  

ادامه نوشته

پرسه در حوالی زندگی،

آن بالا كه بودم، فقط سه پيشنهاد بود. اول گفتند زني از اهالي جورجيا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه اي در سواحل فلوريدا داشته باشيم. با يك كوروت كروكي جگري. تنها اشكال اش اين بود كه زنم در چهل و سه سالگي سرطان سينه ميگرفت. قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم. بعد موقعيت ديگري پيشنهاد كردند : پاريس خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشيم. اما وقتي گفتند يكي از آنها نه سالگي در تصادفي كشته ميشود. گفتم حرف اش را هم نزنيد. بعد قرار شد كلوديا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توي محله هاي پايين شهر ناپل زندگي كنيم. توي دخمه اي عينهو قبر. اما كسي تصادف نكند. كسي سرطان نگيرد. قبول كردم. حالا كلوديا- همين كه كنارم ايستاده است - مدام مي گويد خانه نور كافي ندارد، بچه ها كفش و لباس ندارند، يخچال خالي است. اما من اهميتي نميدهم. مي دانم اوضاع مي توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف. كلوديا اما اين چيزها را نمي داند. بچه ها هم نميدانند.

10 خودرو برتر نمایشگاه فرانکفورت

  

...

ادامه نوشته

گران ترين اتومبيل دنيا ديوانه تان مي کند!

ادامه نوشته

خدايا آبرويت را خواهم برد!!!

مردي نزد موسي شد
گفت كودكي دارم سخت مريض كه اطبا از او نا اميد شده اند و ديري نيست كه از دستم برود. به خدايت بگو كودكم را شفا دهد كه همه عشق و اميد من و همسرم همين يك كودك است. اگر خدايت شفايش نداد آبروي خدايت را خواهم برد!
موسي به كوه طور شد و موضوع را به خدا گفت: خدا خنديد و گفت به مرد بگو كودكش را شفا خواهم داد.
فردا موسي از كوه پايين شد و به منزل مرد رفت. ديد مرد و همسرش خوشحال با كودكي سه ساله مشغول بازي هستند.
مرد تا موسي را بديد دعوتش كرد به خانه و تكريم بسيار نمودش.
موسي گفت: خدا پسرت را شفا داد. حال بگو چطور ميخواستي آبروي خدايي به اين بزرگي را ببري؟
مرد پاسخ داد: اگر كودكم مي مرد هر دو دست خودم را قطع مي كردم و به همه ميگفتم:
دستهايم را پيش كريم درزا كردم و پاسخي نگرفتم...
موسي از اين همه ايمان مرد در شگفت ماند

بازاریابی به روشی نوین و جالب

ادامه نوشته

بدون شرخ؟؟؟