میوه ممنوعه .... سرنوشت آدم ها
قسمت اول
آدم به میوه ممنوعه نزدیک شد و در دو مرحله مجازات شد
مجازات اول : از مقامش فرود اومد ( به دنیای پست تر رانده شد )
مجازات دوم : کیفیت زندگیش بشدت پایین اومد
( خوشی های بهشت پایان یافت و سختی های زمین شروع شد )
دقیقا بعد از سال ها تحقیق بین آدمهای مختلف متوجه شدم
همون دو 2 بلایی که با نزدیک شدن به میوه ممنوعه برسر
آدم اومد در دنیای فوق مدرن امروز بر سر فرزندای آدم میاد
دقیقا وقتی زندگی بد بخت ها رو بررسی میکردم - دیدم که
پس از دست زدن به میوه ممنوعه ای - که در اطراف همه هست
اولین مجازات : از مقامشون فرود اومدن
و جایگاهشون رو تو جامعه و خانواده از دست دادند
دومین مجازات : کیفیت زندگیشون بشدت پایین اومده بود
بین این تحقیقات بصورت اتفاقی تونستم جلوی کلانتری
با یک کیف قاپ صحبت کنم که دستگیر شده بود
براش توضیح دادم که میوه ممنوعه زندگی تو همین کیف
و پولهای مردم بوده که تو هم مثل پدرت آدم نتونستی
جلوی خودت رو بگیری به میوه ممنوعه دست زدی و حالا
1- مجازات اول : از یک دنیای آزاد به دنیای تاریک زندان
سقوط میکنی و از مقام اجتماعی ات فرود میای
و جایگاهت رو تو جامعه و خانواده و فامیل از دست میدی
2 - مجازات دوم : معیشت و کیفیت زندگیت بشدت پایین میاد
و درحبس زندان خیلی از خوشی هات ازت گرفته میشه
اولش خندید اما بعد از چند دقیقه با افسوس
حرف من رو تایید کرد و فهمید که
همون دو مجازات قدیمی پدرش آدم داره سرش میاد
و با مامور راهی زندان شد
زندانی که خودش آنرا آفریده بود
سرنوشت های مختلفی دیدم
صاحب موفق شرکتی که با ( میوه ممنوعه اش )
یک زن شوهر دار نزدیکی کرد ( زن یکی از دوستاش )
بعد از مدت بسیار کوتاهی :
مجازات اول : شرکت ورشکست شد از مقام مدیریتش فرود اومد
و جایگاه اجتماعی و خانوادگی اش رو از دست داد
مجازات دوم : معیشت و کیفیت زندگیش به شدت پایین اومد
چون دیگه در آمدی نداشت و کلی بدهی هم داشت
این یک قسمت از راز خوشبختی بود درسته
فرار از میوه های ممنوعه
سالها تحقیق کردم و دیدم وجه مشترک همه آدمهای خوشبخت
همین بود که به سمت میوه های ممنوعه نمیرفتند
درست برعکس آدمهای بدبخت که خوردن میوه ممنوعه رو
زرنگی و افتخار میدونستند
حضرت یوسف از میوه ممنوعه اش که زلیخا بود فرار کرد
و عزیز مصر شد و اگر فرار نمی کرد و به آن نزدیک میشد
همون دو مجازات قدیمی آدم سرش می آمد و پادشاهی که هیچ
بلکه به ذلت و فقر و نداری هم میرسید
----------------------------------------------------------------------------------------------------
و اما قسمت دوم از : راز سعادت بشر
در ادامه تحقیقات و مطالعاتم ناگهان
از یک بیت شعر مولوی دگر گون شدم
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید ندا ها را صدا
معنی اش این بود که :
همونطور که صدای ما به کوه میخوره ( پژواک )
و به سمت خودمون بر میگرده
این جهان طوری آفریده شده که کار های خود ما
به سمت خودمون بر میگرده
توی تحقیقاتم دیدم آدمهای بدبخت کسانی بودند که :
تو زندگیشون حداقل یک دل رو شکسته بودند
و اغلب بیشتر از یک دل
فهمیدم که قسمت دوم از پاسخ راز خوشبختی
و معمای دیرینه بشر
در بین شبکه ای از افکار و نیت های انسانها مخفی شده
بر میگرده
پاسخ دوم معمای راز خوشبختی بود
در تحقیقاتم زنی رو دیدم که به همه زنها و مردای اطرافش
نسبت نامشروع میداد اصلا مرض حرف در آوردن داشت
چه ناله و نفرین هایی که پشت سرش بود
و چه زندگی هایی رو که از هم پاشیده بود
سالها بعد قسمتی از این اعمال به سمت خودش برگشت
پسرش در 20 سالگی به طرز فجیعی مرد
و بد جوری داغ جوان دید و دخترش دو بار طلاق گرفت
خودش هم بیماری سختی گرفته و . . . . .
اتفاقا خیلی پولدار هم هستند ولی محتاج دعای خیر ماست
در حقیقت چیزی رو که خودش خلق کرده بود
به سوی خودش برگشت
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید ندا ها را صدا
----------------------------------
غم را خدا نیافرید انسان آفرید
قرار بود همه انسانها روی زمین خوشبخت باشند
اما انسانها زشتی ها را خلق کردند
و امروز پژواک گذشته خویش را ملاقات میکنند
بدکاری دیروز تو سختی امروزت را آفریده
و تو خالق و آفریننده مصیبتهای زندگیت هستی
یادت باشه تنها دانستن راز های خوشبختی کافی نیست
باید بیشتر فکر کنی ببینی میوه های ممنوعه زندگیت چیه
خوشبختی تو در فرار کردن از اونهاست
منظورم فقط شهوت و دزدی و حسادت و ....... نیست بلکه :
هر چیزی که تو اونو دوست داری
و میدونی خدا دوست نداره
میوه ممنوعه زندگی توست
و اما دل شکستن چیه :
شاید دست درازی به منافع دیگران باشه
شاید کشتن یک حق
شاید چشم داشتن به مقام و موقعیت یا همسر کسی
یا بردن آبروی یک انسان بی گناه
بلکه شاید همه اینها باشه و خیلی چیزای دیگه
فکر کن شاید خودت تونستی تعریف بهتری
از میوه ممنوعه و دل شکستن ارائه کنی
و این که اگر دلی رو شکستی اون چیه که بسوی تو بر می گرده
به نام خدایی که